با پاهای گلی
وارد دنيای همديگر ميشويم
بي اذنی
هر طور ميخواهيم قدم ميزنيم
علايم راهنما را نمی بينيم
و بعد می رويم
به گذار بوستانی ديگر
و هيچ يادی نميكنيم از رد پاهایی كه به جا گذاشته ايم
واژه ها را به سوی هم پرتاب ميكنيم
نگاه ها را شليك
ما خود محوريم
خيلي اگر تخفيف بدهم ميگويم :
ما خود مركزيم
مركز تشخيص
همه چيز را از نقطه ای كه خود در آن ايستاده ايم می بينيم و تفسير می كنيم
گريز و گزيری هم نداريم
اين طبيعت ماست
هر جا كه ايستاده باشيم آنجا مركز عالم است برای ما
من با تمام دنيايم ، پيش فرض ها ، عقده ها ، تئوری ها ، اغراض و باورهايم به سوی تو هجوم
می آورم
و تو نيز با همه ی اينها به سوی من
و كشاكش آغاز ميگردد
گاه پنهان و گاه آشكار
هر اندازه هم كه مهربان و پذيرنده باشی
اين سرنوشت ناگزير آدميست
+ نوشته شده در شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۸۹ ساعت 1:38 AM توسط ستاره سهیل
|